اینم یه جمعه دیگه باغ بابا جون
بیشتر آخر هفته ها که میریم دشت کلی بهتون خوش میگذره با وجود پر مهر بابا جون و مامان جون عزیز انشالله سایشون بر سر ما مستدام باشه وقتی بچه های خاله فرشته و خاله سمیه میان که حسابی کیف میکنین عزیزان من چایی اتیشی و کباب و تفتونای خوشمزه روغنی که مامان جون مهربون براتون درست میکنن و با عشق از در کنار شما بودن لذت میبرن و شما هم در کنلر پدر بزرگ و مادر بزرگ مهربان کلی ذوق میکنین و شاد و پر انرژی میشین واسه شروع یه هفته ی جدید و درس و مدرسه ...
تولد مهرسا ی عزیز خاله
یازدهم اسفند ماه تولد یک سالگی مهرسا جون خاله و تولد ۴ سالگی احمد رضا جان که دی ماهی هست و جفتشون زمستونی هستن انشالله که زیر سایه پدر و مادر عاقبت بخیر باشید خاله جون خیلی خوش گذشت دست مامان فرشته هنر متد هم واسه کیکای خوشمزه و خوشگلش درد نکنه 🥰❤️❤️ ...
نویسنده :
مامان عصمت
3:40
گردش روز برفی
امسال این اولین برفی بود که ما تجربشو داشتیم و خیلی خوشحال شدیم خدایا شکرت دهم اسفند ماه بچه ها کلی ذوق کردن و رفتیمدبرف بازی بماند به یادگار ...
تولد نورا جون و احمد رضا جان
بیست و هفتم دی ماه تولد نورا جون هست که چون زن دایی میخواستن برن المان زودتر گرفتن یه سالن بازی که اتاق تولد داشت کلی بهتون خوش گذشت کلی بازی کردین و خیلی جشن تولد قشنگی شد دست دایی جون و زن دایی درد نکنه همچنین خاله فرشته جون که خیلی کیک خوشمزه و زیبایی درست کرده بود تولد احمد رضا جون هم ۱۴ دی ماه هست که تولد جفتشون رو اونجا گرفتیم و کلی به همگی خوش گذشت جای دایی علی جون خیلی خالی بود ...
نویسنده :
مامان عصمت
21:11
شب یلدا ۱۴۰۲
شب یلدا خونه مامان جون خیلی خوش گذشت جای داداش علی و داداش امین عزیزم و همسرش خالی بود . دست خاله فرشته عزیز هم به خاطر درست کردن کیک یلدا و ژله های خوشمزه درد نکنه انشالله سایه پدر و مادر عزیزمون همیشه بالا سرمون باشه که بریم و دورشون جمع بشیم آخر جلسه هم من و فرشته جون کلی مشاعره کردیم خیلی شب خوبی بود . ...
یه جمعه خیلی خوب باغ بابا جون و مامان جون
پنجشنبه شب رفتیم دشت وقتی رسیدیم مامان جون عزیزم یه شام خیلی خوشمزه واسمون پخته بودن و برای اومدن ما لحظه شماری میکردن شبم همتون دور مامان جون جمع میشین و میگین مامان جون واسمون قصه بگین مامان جون خیلی با محبته و خیلی دوستون داره و همیشه آغوش گرم و مهربونش برای شما باز خدایا شکرت به خاطر وجود پر مهر پدر و مادر عزیزم انشالله که همیشه سالم و سلامت باشن در پناه خدا اخر شب خاله فرشته جون هم زنگ زدن و گفتن ما هم فردا صبح میایم دشت صبح که از خواب پاشدیم یه صبحانه عالی مامان جون برامون آماده داشت و گوشت و پیاز آبگوشت رو هم دیگه تف داد...
نویسنده :
مامان عصمت
5:45
شهادت امام رضا علیه السلام و سفر به مشهد
تولد دو سالگیت مبارک عزيزم
دوسال پیش درست مثل همین ساعت بود که به دنیا آمدی گل پسرم و با آمدنت زندگی ما را گرم و زیبا کردی و داداش مرتضی علی و آبجی میترا با دیدنت کلی ذوق کردن و شادی رو به همه هدیه دادی آخ که چه شیرین شدی این روزا عزيزم امشب به خاطر اینکه بابا محسن نبود تولدت رو نگرفتیم و انشالله ۷ مهر با تولد میترا جون باهم میگیریم تولدتون به هم خیلی نزدیکه الان در خواب نازی و تو خواب چه معصوم و مظلومی اما تو بیداری یکسره در حال شیطنت و فضولی با مرتضی علی یکسره به ابزارای بابا محسن دست میزنین و به پیچ گوشتی شارژی خیلی علاقه دارین مرتضی کع یکسره در حال سوراخ کردن یه تکه چوبه تو هم گریه میکنی که به منم بده خلاص...














