محمد حسینمحمد حسین، تا این لحظه: 5 سال و 24 روز سن داره
مرتضی علیمرتضی علی، تا این لحظه: 10 سال و 2 ماه سن داره
میترا طلامیترا طلا، تا این لحظه: 13 سال و 17 روز سن داره
محمد صدرامحمد صدرا، تا این لحظه: 2 سال و 1 ماه و 27 روز سن داره

میوه های باغ زندگیم

سوغاتی های سفر گلای من

میترا جون و مرتضی جون بعد سفر اربعین تو راه  برگشت با عمه و بابا و عموشون رفتن کرج خونه عمه مریم بعدشم مشهد خونه عزیز جون  و بعد اومدن خونه  عمه مریم هم برای تولد مرتضی جان یه ماشین کنترلی فرستاده بود و واسه میترا جان هم کلی کتاب کمک آموزشی و عمه نیکو هم یه ماشین کنترلی  و پاذل واسه محمد حسین و عمو محمد هم یه تفنگ واسه تولد مرتضی علی که بابا محسن مثل همونو واسه محمد حسینم گرفته  خلاصه وقتی بابا و میترا مرتضی از سفر اومدن خیلی محمد حسین و محمد صدرا خوشحال شدن آخه هیچ وقت اینقدر ازشون دور نبودن به هم عادت داشتن  کلی ذوق کردن با دیدنشون  ...
31 مرداد 1404

هدیه های قشنگ دایی علی جون واسه گلای قشنگم

این سرویس قهوه خوری خوشکل سفالی رو زن دایی از آلمان واست سوغاتی آوردن رنگش سفید بود و خودش رنگ داشت و خودت با سلیقه خودت با قلم مو رنگشون کردی و خیلی ازش خوشت اومده بود برای داداش مرتضی هم یه ماشین کنترلی خوشکل که خیلی دوسش داشت واسه محمد  حسینم یه جرثقیل قرمز  که خیلی خوشحال شدین دست دایی جون و زن دایی درد نکنه  انشالله به زودی دایی علی هم به سلامتی میاد .خدا نگهدارشون همیشه  ...
5 مرداد 1403
1