سوغاتی های سفر گلای من





میترا جون و مرتضی جون بعد سفر اربعین تو راه برگشت با عمه و بابا و عموشون رفتن کرج خونه عمه مریم بعدشم مشهد خونه عزیز جون و بعد اومدن خونه عمه مریم هم برای تولد مرتضی جان یه ماشین کنترلی فرستاده بود و واسه میترا جان هم کلی کتاب کمک آموزشی و عمه نیکو هم یه ماشین کنترلی و پاذل واسه محمد حسین و عمو محمد هم یه تفنگ واسه تولد مرتضی علی که بابا محسن مثل همونو واسه محمد حسینم گرفته خلاصه وقتی بابا و میترا مرتضی از سفر اومدن خیلی محمد حسین و محمد صدرا خوشحال شدن آخه هیچ وقت اینقدر ازشون دور نبودن به هم عادت داشتن کلی ذوق کردن با دیدنشون
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی





سوغاتی های سفر گلای من 


