اول محرم

امروز اول محرم روز جمعه که با محمد صدرا جونم رفتیم مجلس عزای حضرت علی اصغر خونه مامان جون بودیم همگی که خاله فرشته اومدن گفتن تو سالن شهیدین قاسمی مجلس شیرخوارگان حسینی شروع شده منم با محمد صدرا جونم رفتیم محمد حسین خیلی بهانه گیری داشت نبردمش و با میترا و مرتضی خونه موندن با مامان جون که مریض احوال بودن من همه ی بچه های عزیزم رو بردم تو سن شیرخوارگی تو این مجلس حتی قبل از بچه دار شدنم با خواهرم اولین جلسه رو شرکت کردم که با مادر و خواهرم خواهر زادم امیر مهدی جان رو بردیم . و امسال نوبت صدرا جون بود تا نشستیم دوتا خانم اومدن برای مصاحبه اولش گفتم من آمادگی ندارم گفتن فقط میخوایم چند کلمه باهم صحبت کنیم دوست نداشتین پخش نمیکنیم یه کاغذ بهم دادن و گفتن بخونینش روش نوشته بود فرزند شما شهید خواهد شد ازم خواستن درموردش صحبت کنم اولش نمیدونستم چی بگم واقعا تو این شرایطی که الان دشمنان برای مردم ایران درست کردن جنگ و حمله به خونه های مردم بی پناه و کشتن کودکان بیگناه یاد حرفای خودم افتادم که همیشه هر کس میگفت من نگرانم از این وضعیت دلداریش میدادم که مگه چند بار میمیریم یه بار و لی اون یه بار باید با عزت و با ایمان بمیریم فوقش شهید میشیم منم گفتم اگه عاقبت بخیر بشه منم راضیم به رضای خدا خدا عاقبت همه ی ما رو ختم بخیر کنه که تو این دوره و زمانه که زندگی میکنیم بتونیم حق و باطل رو درست تشخیص بدیم و طبق آیات قران به وظایف خودمون عمل کنیم و انشالله طبق آیات قران تو سوره ال عمران مسلمان بمیریم نه مسلمان زبانی مسلمان به قلب زبان و عمل و آنچه که دستور اسلام و قرآن هست اینه که اگر دشمنان به شما و خاک شما تجاوز کردن با آنها مقابله کنید تا در راه خدا کشته شوید و کشته شدگان در راه خدا را مرده نپندارید آنها زنده اند و در نزد پروردگار خود روزی میخورند . بنابراین اگر ما ایمان و توکل به خدا داشته باشیم از هیچ نیرویی نخواهیم ترسید ازم پرسید وظیفه ما چیه منم گفتم همون کاری که امام حسین در زمان خودش انجام داد که با کل خانواده و یاران اندکش در مقابل سپاه چند هزار نفری دشمن ایستاد و حتی از شش ماهه امام حسین نگذشتن من همیشه به صدرا ی خودم که اب میدم به یاد علی اصغر امام حسین میافتم و مظلومیت امام حسین و ما هم باید از کربلا و عاشورا درس بگیریم بهترین معلمان و راهنمایان ما ائمه هستند . کل یوم عاشورا کل ارض کربلا





اول محرم 
