فضولی های محمد حسین و داداشش







تو عکس اولی با مرتضی علی باهم خونه بالشی درست کردین بعدشم تو خونتون خوابیدین و منم دعوت کردین خونتون تو عکس بعدی هم که محمد حسین خودشو به زحمت رسونده پشت مبلا و کنار بوفه فضولی میکرده از میز و صندلی چرخ خیاطیم هم همیشه بالا میره بعد نمیتونه بیاد پایین صدا میزنه م م یعنی بیاین منو بیارین پایین از میز نهار خوری آشپزخونه هم همیشه بالا میری الانم که دارم خاطراتت رو مینویسم نگاه کردم بالای میزی و گلای نرگس رو میز رو تکه تکه داری میکنی مهم نیست خشک شدن سرگرم باش تا خاطراتت رو ثبت کنم برات
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی





فضولی های محمد حسین و داداشش 



