محمد حسینمحمد حسین، تا این لحظه: 5 سال و 26 روز سن داره
مرتضی علیمرتضی علی، تا این لحظه: 10 سال و 2 ماه و 2 روز سن داره
میترا طلامیترا طلا، تا این لحظه: 13 سال و 19 روز سن داره
محمد صدرامحمد صدرا، تا این لحظه: 2 سال و 1 ماه و 29 روز سن داره

میوه های باغ زندگیم

شاهتوت خوردن خونه بابابزرگ عزیزم

خدا رحمتتون کنه بابا بزرگ و مادر بزرگ مهربانم چقدر دلم براتون تنگ شده کلی خاطره برام زنده شد یاد ایون و آب پاشی و چایی های دور همی کردم یاد مهربونیاتون و خاطرات کودکی ما تو اون خونه باصفا  این دفعه با کباسه هاتون میترا محمد حسین و نورا جون اومدیم مطمئنم اگه بودین کلی لذت میبردین از دیدنشون و چه خوب بود اگر بودین درخت شاتوتی که بدست خودتون کاشتین و الان ما میخوریم و یاد اون روزای خوب برامون زنده میشه  ماه آخر بارداری  انشالله که به سلامتی تموم بشه 🙏 ...
4 مرداد 1403

عید غدیر مبارک منو گل دخترم

دیشب رفتیم مسجد محل  جشن عید غدیر امروزم که روز عید بود نهار نذری از مسجد گرفتیم خیلی خوشمزه بود انشالله که قبول باشه نذری های همه و میترا جونم خیلی دوست داشت پیاده روی مهمونی غدیر بریم ولی چون دور بود و بایا محسنم نبود رفتیم پارک نزدیک خونه از بلوار پیامبر اعظم بهتون خوش گذشت و حسابی خسته شدین و وقتی برگشتیم خوابتون برد  ...
5 تير 1403

عکس های تولد خاله فرشته جون

شب تولد خاله فرشته جون که همون شب مامان جون و بابا جون از مشهد برگشته بودن  و واسه نوه های خوشگلشون کلی سوغاتی آوردن خدا رو شکر نورای دایی علی هم ایندفعه با مامانش اینجا بودن و تولد خاله جون خیلی با شکوه برگزار شد مامان جون ۸ تا نوه دارن چهار دختر و چهار پسر  خدا حفظشون کنه واسه دخترا ژاکتای قرمز یلدایی مثل هم و واسه پسرا هم ژاکتای زرشکی مثل هم همتون پوشیدین و عکس گرفتین خیلی بهتون خوش گذشت  ...
11 دی 1402

شب یلدا ۱۴۰۲

شب یلدا خونه مامان جون  خیلی خوش گذشت جای داداش علی و داداش امین عزیزم و همسرش خالی بود . دست خاله فرشته عزیز هم به خاطر درست کردن کیک یلدا و ژله های خوشمزه درد نکنه   انشالله سایه پدر و مادر عزیزمون همیشه بالا سرمون باشه که بریم و دورشون جمع بشیم آخر جلسه هم من و فرشته جون کلی مشاعره کردیم خیلی شب خوبی بود . ...
3 دی 1402