تولد ۳۸ سالگیم
۲۱ اردیبهشت ماه۱۴۰۳روز تولد حضرت معصومه وروز دختر و همزمان تولد ۳۸ سالگیم دست همه ی عزیزانم درد نکنه ...
دوچرخه سواری بچه های گلم
تعطیلات عید فطر وسفر به فردوس و طبس
...
نویسنده :
مامان عصمت
20:57
نوروز ۱۴۰۳ و سفر به مشهد
...
نویسنده :
مامان عصمت
19:47
گل پسرمامان محمد حسین
این بلوز شلوار خوشگل رو دایی امین جون واست سوغاتی از مشهد آوردن اندازه و خوشرنگ هر لباس نویی که تنت میکنم کلی ذوق میکنی و میگی نونو دستشون درد نکنه الان پیشم تو خواب نازی منم نصف شبی بیدار شدم و یاد خاطرات ثبت نشده شما افتادم .بیشتر کلمات رو میگی ولی هنوز جمله کامل نمیتونی بگی خیلی شیرین و بامزه شدی و داداش مرتضی علی و آبجی میترا رو خیلی دوست داری و وقتی میرن مدرسه دلتنگشون میشی و تا زنگ خونه رو میزنن بدو بدو میری دکمه آیفون رو میزنی و میگی دد اومد ...
اینم یه جمعه دیگه باغ بابا جون
بیشتر آخر هفته ها که میریم دشت کلی بهتون خوش میگذره با وجود پر مهر بابا جون و مامان جون عزیز انشالله سایشون بر سر ما مستدام باشه وقتی بچه های خاله فرشته و خاله سمیه میان که حسابی کیف میکنین عزیزان من چایی اتیشی و کباب و تفتونای خوشمزه روغنی که مامان جون مهربون براتون درست میکنن و با عشق از در کنار شما بودن لذت میبرن و شما هم در کنلر پدر بزرگ و مادر بزرگ مهربان کلی ذوق میکنین و شاد و پر انرژی میشین واسه شروع یه هفته ی جدید و درس و مدرسه ...












