سه پسر عمو
اینم محمد حسین در حال گریه بغل داداشی و پسر عمو جون خونه عزیز جون ...
اولین سفر محمد حسین به مشهد
صبح روز سوم بهمن ماه که روز مادر بود رفتیم مشهد که روز مادر کنار عزیز جون و باباحاجی باشیم وبرای اولین بار به زیارت آقا امام رضا رفتی گلم ...
خواب محمد حسین
محمدحسین 4 ماهگی
لباس تنتو خاله سمیه جون واست هدیه آوردن مبارکت باشه گلم ❤️ ❤️ ...
مادرم تاج سرم
مادر عزیزتر از جانم روزت مبارک این کیک قشنگ رو خاله فرشته عزیز واسه مامان جون پخته بود خیلی خوش گذشت دوشب قبل از روز مادر مهمونی خونه مامان جون ❤️ ❤️ ...
شب تولد حضرت فاطمه زهرا س
خاله سمیه و دوقلوهای نازش درکنار میترا جون و مرتضی جون خیلی خوش گذشت ...
واکسن 4 ماهگی محمد حسین
عزیز دلم محمد حسینم الان که دارم این خاطره رو مینویسم ده دقیقه به 11 صبح هست که یک ساعت پیش با بابایی و میترا طلا بردیمت بهداشت واسه واکسنت و قد و وزنت قدت 64 بود و وزنت 7ونیم کیلو بهداشت گفت نسبت به دوماهگی خوب وزن اضافه نکردی اخه دوماهگی 6و نیم کیلو و 60 سانت بودی ولی نسبت به روز اول تولد که سه کیلو 80 گرم بودی وزنت خوب بود خدا رو شکر الانم روی پام خوابی وبرات کمپرس سرد گذاشتم که پات واسه واکسنت عزیزم اذیت نشه انشالله که زودتر خوب بشی گلم ❤️ ❤️ ...
خنده گل پسرم
محمد حسین بغل مامان
عزیزم اینجا چند روز مونده به چهار ماهگیت بوده که این لباسمو تازه دوخته بودم باهات عکس گرفتم با گلای نرگسی که بابا محسن جون برام خریده بود میترا طلا ازمون عکس گرفت ...















